Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
سایت شهریار
منو اصلی
icon_home.gif صفحه اصلی

icon_community.gif کاربران
· صفحه شخصی
tree-T.gif پیغام خصوصی
tree-T.gif انجمنهای گفتگومقالات جدید !
tree-T.gif نقشه سايت
tree-T.gif تماس با مدیر سایتمقالات جدید !
tree-T.gif ارسال مقالاتمقالات جدید !
tree-T.gif مقالات
tree-T.gif معرفی به دوستان
tree-T.gif آمار سايت
tree-T.gif ____________________
tree-T.gif فروشگاهمقالات جدید !
tree-T.gif ____________________
tree-T.gif دفترچه یادگاری
tree-T.gif بهترینهای سایت


انتخاب زبان
انتخاب زبان نمایش :

English Persian


پیامهای کوتاه
پیام های قدیمیتر   

 


اطلاعات کاربران
خوش آمدید , کاربر مهمان
نام کاربری
رمز عبور
(عضویت)
کاربران سایت:
آخرین: mosaferebaran
امروز : 0
دیروز: 0
مجموع: 109

بازدیدکنندگان:
مهمان: 9
عضو: 0
مجموع: 9



دیکشنری



Powered by kianonline.ir


ليست مقالات اخير سايت شهريار
· شهریار شناسی
· عشقی با شهریار
· HEYDER BABA’YA SELÂM ( با الفبای لاتین )
· " حیدر بابا یا سلام "
· ترجمه منظومه " حیدر بابا " به زبان انگلیسی
· ترجمه حیدربابا یا سلام به زبان استانبولی
· ترجمه فارسی منظومه " حیدربابا یا سلام "
· منظومه دوم حیدربابا "حيدربابا گلديم سنى يوخليام "
· ترجمه منظومه دوم "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " به زبان استانبولی
· منظومه دوم "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " با الفبای لاتین
· ویژگی سخن استاد شهریار
· علي (ع) در شعر استاد شهريار
· بررسی ( حیدربابا ) معروفترين اثر شهريار
· يادي از شهريار شعر ايران
· نگاهی به زوایای شعری شهریار
· زندگينامه شهريار ( قسمت اول )
· زندگينامه شهريار ( قسمت دوم )
· پان ترکیسم و شهریار
· ماجراي عشق شهريار از زبان شاگردش
· حنجره دردمند خشکناب
· عناصر ادبيات شفاهي آذربايجان در ديوان تركي استاد شهريار
· بررسی زندگی و اشعار و شیوه سخن استاد شهریار از نگاهی دیگر ( قسمت اول )
· بررسی زندگی و اشعار و شیوه سخن استاد شهریار از نگاهی دیگر ( قسمت دوم )
· استاد شهریار شاعر اهل بیت
· غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار
· شهریار در یک نگاه
· ويژگي‌هاي هنري شهريار
· ديداري با شهريار... ( مصاحبه با استاد شهریار "قسمت اول" )
· ديداري با شهريار... ( مصاحبه با استاد شهریار "قسمت دوم" )
· گذري و نظري در كردستان و آذربايجان
· محمدحسين شهريارو تجدد شعر ( قسمت اول )
· محمدحسين شهريارو تجدد شعر ( قسمت دوم )
· شاعر شور و مستی
· سبك و شيوه سخن استاد شهريار
· آشنایی با مقبره الشعرای تبریز
· هنر شهريار ( قسمت اول )
· روح واژه‏ها روز شعر و ادب فارسی
· ديدار با شهريار ( شعر صاعقه است! )
· غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا ( مصاحبه ) قسمت اول
· هنر شهریار ( قسمت دوم )
· غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا ( مصاحبه ) قسمت دوم
· هنر شهریار ( قسمت سوم )
· هنر شهریار ( قسمت چهارم )


سایت شهریار ( منظومه حیدر بابا )
این بلوک در حال حاضر فاقد محتوی می باشد .


اطلاعیه شروع به کار فروشگاه سایت

به لطف حق توانستیم فروشگاه سایت شهریار را راه اندازی نماییم که در این فروشگاه محصولات فرهنگی مرتبط با موضوع سایت عرضه خواهد شد شما خوبان با حمایت خود از این فروشگاه در وزین تر شدن و پابرجا ماندن این سایت ما را یاری دهید  امید آنکه در آینده محصولات بیشتری در رابطه با استاد شهریار بتوانیم در فروشگاه عرضه نماییم

 "" برای ورود به فروشگاه اینجا کلیک کنید ""


اطلاعیه دوم سایت شهریار

  سایت شهریار بعد گذشتن از طوفان بی مهریها در فروردین ماه 1387 تاسیس گردید و از تمام جهات مستقل بوده و به هیچ نهاد اعم از دولتی و یا غیردولتی وابسته نبوده ونیست و هدف سایت ایجاد شناخت عمیق در ابعاد مختلف اشعار استاد شهریار و نیز شناساندن آن بزرگ مرد عرصه شعر ایران زمین میباشد

امید دارم بتوانم با همت شما خوبان سایت استاد شهریار را وزین تر و پربارتر از این نمایم .

سید یوسف سعیدی

سایت شهریار از دامنه های زیر قابل دسترسی میباشد :

www.shahreiar.org

www.shahreyar.org

com.شهریار.www

 

آدرس پست الکترونیک سایت

Ostad.shahriyar@gmail.com

 

شهریار بهمراه 3 فرزند خود شهرزاد - مریم و هادی



زندگی'شهريار ' از زبان خودش
شهریار شناسی  ضبط گفتگو و بازنويسي : عليرضا ذيحق

مقدمه :

سال 1363 است .  29  فروردين . جشني در تالار وحدت دانشگاه تبريز برپاست كه چنين شكوهي را کم می شود شاهد بود. داخل تالار ، لبريز ازمردم است و بيرون تالار نيز ، ازخيابانهاي دانشگاه گرفته تا ورودي تالار ، سرشار از ازدحام وهياهو .  همه چشم انتظار مردي هستند كه شخصيت او به شكلي براي مردم ، حالت اسطوره اي دارد . همهمه ها اوج مي گيرد و همه سرك مي كشند كه محبوب ترين شاعر مردمي آذربايجان را از نزديك ببينند .  مراسم بزرگداشت پير شعر وعرفان " شهريار" است و همه دوست دارند كه در مكتب استاد باشند و اما مشكل فضا ، مردم را دچار اضطراب و هيجان ساخته است . طوري كه هجوم مردم باعث شكسته شدن اكثر شيشه هاي درب ورودي تالارمي شود .درميان آن همه شلوغي و استقبال ، آن وجود نازنين آمد و با همه ي ناتواني جسم اش، در آستانه ي هشتاد سالگي عين يك كوه بلند گذركرد و من ماندم و دنيايي خاطره و تپشي كه قلب ام داشت . بيرون تالار سرپا همه گوش بودم كه يكي دست روشانه ام گذاشت . رفيق بود و از ياران روزنامه ي كيهان كه بعدها تقدير آن شد كه ماهها در صفحات ادب و هنر كيهان دوشادوش هم باشيم . خبرنگار كيهان بود و آمده بود براي ديدار معبود و تهيه ي گزارش .  مي گفت :« زمزمه هاي شهريار ، ورد زبان پير و جوان است و در هيچ شهر و روستايي كمترمي تواني يكي را پيداكني كه آوازه ي شهر يار به گوشش نرسيده باشد. همين چندي پيش بود كه خود شاهد بودم چه صادقانه ،چك اهدائي رياست جمهوري را براي جبهه ها پشت نويسي كرد و توضيح داد " نصف حقوق باز نشستگي خود را ماهيانه به جبهه ها تقديم مي كنم " .» او مرا باخود به تالار برد و همچنين قرارشد كه امشب راهم باحضور شاعراني چون " سپيده كاشاني " ، " مهرداد اوستا " ، " حميد سبز واري " و چند تن ديگر در منزل استاد شهريار با شيم .

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



گئتمه ترسا بالاسی ( بهمراه الفبای لاتین Getmə t
اشعار آذری 

 اذن وئر توي گئجه سي من ده سنه دايه گليم

ال قاتاندا سنه مشاطه ، تماشايه گليم

سن بو مهتاب گئجه سي سئيره چيخان بير سرو اول

اذن وئر ، من ده دالينجا سورونوب سايه گليم

منه ده باخدين او شهلا گوزونله ، من قارا گون

جرئتيم اولمادي بير كلمه تمنايه گليم

من جهنم ده ده باش ياسديقا قويسام سنيله

هئچ آييلمام كي دوروب جنت مآوايه گليم

ننه قارنيندادا سنله آكيز اولسيديم اگر

ايسته مزديم دوغولوب بيرده بو دونيايه گليم

سن ياتيب جنتي رؤياده گؤرنده گئجه لر

من ده جنتده قوش اوللام ، كي او رؤيايه گليم

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



بزرگداشت استاد شهریار و روز شعر و ادب ( 2 )
شهریار 

اگر «حیدربابا» نبود...

رقیه ندیری

دست‏هایت را دور «حیدربابا» قلاب می‏کنی؛ تا سنگ‏ها و چشمه‏ها و گل‏هایش در تو حلول کنند. «حیدربابا» تو را شاعر می‏کند و تو او را به جاودانگی آشیل می‏رسانی. در آن پلک می‏زنی، تصویر می‏آید؛ تصویر پیرهنی از ابر، باران، صدای مؤذن، پنجه‏های حنابسته دخترکان و... این همه، گذشته توست. زادگاهت، حیدرباباست؛ در آن دویده‏ای، خندیده‏ای، گریسته‏ای و صدای ساز عاشق‏ها را سر کشیده‏ای.

حیدربابا تو را شاعر روستا کرده است و تو همه شاعرانگی‏ات را در آن قاب گرفته‏ای.

اگر حیدربابا نبود، تو در تاریخ گم می‏شدی و زمان، عاشقانه‏هایت را به فراموشی می‏سپرد.

اگر حیدربابا نبود، به اوج نمی‏رسیدی و احساس ترد آذری‏ات، این سان زلال و شفاف نمی‏جوشید.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



بزرگداشت استاد شهریار و روز شعر و ادب ( 1 )
شهریار 

روح نامیرای عاشق

سید علی اصغر موسوی

ناله پیچیده بغضیم در نای گلو                    دامن آهی گرفتیم و به کیوان آمدیم

شمع سردابیم و در سوز و گداز اشک و آه       پله بند از دود خود، یک شب، در ایوان آمدیم

نغمه‏پردازی بود که عشق، انتخابش کرد!

و او با تمام داشته‏های گران بهایش، تهی دست زیست!

انگار آشنایی جز عشق ندارد! سوخت و ساخت!

مثل بغضی سنگین، در بارشِ اشک‏ها، تمام شکست‏ها را تجربه کرد!

غزل‏هایش، تصویر خاکستری غم و چکامه‏هایش، آهِ ممتد دلی بودند که عمری با دلدادگی زیست! پروانه بود و شمع زیست! شمع! با غریبانه‏هایی که به وسعتِ تمام تنهایی‏ها بود و بدون واهمه از سحر و شعرِ واپسینِ سفر! دل به شبانگاهان گیسوی عشق سپرد:

به زلف یار هم، بر می‏خورد! گر غیر از این باشی        که من صدبار، با این نکته باریک، برخوردم!

از «عشق» تا «اراده»، از «طلب» تا «مقصود»، جذبه دلدادگی را، داغ غربت را، حتی زخم سکوت را به فریاد شعر سپرد و از پرتوِ «یک نگاه»، به کهکشانی از شهود رسید!

آیینه‏های حقیری که قامتش را جدّی نمی‏گرفتند، محو «خلعت» آسمانی‏اش شدند که بافه‏ای از حریر معرفت بود.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



به بهانه سالروز درگذشت استاد شهريار
شهریار

شاعر شور و مستي

ليلا سبزه علي

استاد سيد محمد حسين بهجت تبريزي، شاعر پرآوازه معاصر ايران است كه در شعر خود به «شهريار» تخلص مي كرده و با چيرگي تمام به زبانهاي «فارسي» و «تركي» شعر مي سروده است. نفوذ معنوي كلام شيرين اين شاعر از يك سو در همه جاي سرزمين پهناور ايران بر سراچه دل كوچك و بزرگ، زن و مرد، پير و جوان نشسته و هر ايراني غزلي،  قطعه اي و يا لااقل بيتي از «شهريار» بر لوح خاطر خويش سپرده است و از سوي ديگر آوازه شهرت اين عاشق دلسوخته از فراسوي مرزهاي ايران به سرزمين هاي ديگر و بويژه كشورهاي ترك زبان رسيده و سخنان دلنشينش روشني بخش دل شيفتگان گشته و هر ترك زباني كه منظومه حيدرباباي او را شنيده منقلب گشته و بر روح لطيف و دل باصفا و هنري همتاي او آفرين گفته است.
شهريار كيست؟
نام او سيدمحمدحسين بهجت تبريزي است. در اوايل شعري «بهجت» تخلص مي كرد و بعداً دو بار با فال حافظ تخلص خواست كه دو بيت زير شاهد از ديوان حافظ آمد و خواجه تخلص او را «شهريار» تعيين كرد:
«چرخ سكه دولت به نام شهرياران زد
روم به شهر خود و شهريار خود باشم»
و شاعر ما «بهجت» را به «شهريار» تبديل كرد و به همان نام معروف شد.
وي فرزند يكي از وكلاي درجه اول تبريز و اهل علم و ادب آذربايجان به نام حاج ميرآقا خشكنابي در شهريور ماه
۱۲۸۳ شمسي (به روايتي ۱۲۸۵ شمسي) در تبريز ديده به جهان گشود.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید




درگذشت استاد شهریار(روح نامیرای عاشق)
شهریار  درگذشت استاد شهریار(روح نامیرای عاشق(

سید علی‏اصغر موسوی

شهریارا بی‏حبیب خود نمی‏کردی سفر

این سفر راه قیامت می‏روی؛ تنها چرا؟!

سکوت، معراج شاعر است؛ از خاک به افلاک، از افلاک تا جوار حضرت دوست «جلّ جلاله».

با سکوت شاعر، این بار، دیگر شعر است که بر زبانِ زمان جاری می‏شود و با ضمیر ناخودآگاهِ شاعر شروع به گفتن می‏کند:

کیست این پنهان مرا در جان و تن            کز زبانِ من همی گوید سخن

مرگ شاعر، آغازی دوباره است؛ آغاز در طول زمان! آغازی به وسعت آینده!... و اینک، سوگ شاعری که هنوز نغمه‏های سه تارش، گیسوان سپید «حیدر بابا» را به رقص وا می‏دارد! بگذار دخترکان سرخ پوش تابستان، سیاه پوش مرثیه‏های سوگ تو باشند، ای رفته تا آن سوی آبی‏ها!

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



نازایله میسن ( بهمراه الفبای لاتین Naz eyləmisən )
اشعار آذری 

چوخلار اینجیکدی کی، سن اونلارا نازایله میسن

من ده اینجیک کی، منیم نازیمی آز ایله میسن

ائتمیسن نازی بو ویرانه کونولده سلطان

ائوین آباداولا ، درویشه نیاز ایله میسن

هر باخیشدا چالیبان کیپریگی مضراب کیمی

بیر قولاق وئر، بوسینیق قلبی نه ساز ایله میسن؟

باشدان آچ یایلیغی ، افشان ائله سوسن - سنبل

سن بیزیم بایراممیزسان قیشی یاز ایله میسن

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



گفت‌وگو با شرارة خشكنابي ، برادرزادة استاد
شهریار 

گفت‌وگو با شرارة خشكنابي ، برادرزادة استاد شهريار

آخرين روزهاي شهريار در بيمارستان مهر

اشاره:

خانم شرارة خشكنابي دختر برادر استاد شهريار است كه در اكثر روزهاي پاياني عمر استاد شهريار در بيمارستان مهر تهران حضوري مستمر داشته است. اگرچه به گفتة خودش پيش از آن نيز وي بارها و بارها براي ديدار عموي خود ـ اين شاعر بزرگ و پرآوازة كشورمان ـ عازم تبريز مي‌شده است و در كنار استاد به سر مي‌برده است، اما نقل خاطرات او از آخرين روزهاي عمر پرثمر استاد شهريار شنيدني و خواندني است و او در گفت‌وگويي كوتاه به بخشي از تصاوير و رفتارهاي استاد شهريار در روزهاي پاياني عمر اشاراتي كرده است.

*خانم خشكنابي، لطفاً بفرماييد كه زمان بستري شدن استاد در بيمارستان مهر تهران،‌شما چند سال داشتيد؟

ـ من آن روزها 20 سال داشتم و مشغول تحصيل و آماده شدن براي شركت در كنكور سراسري سال 67 بودم.

*شما چه زمان‌هايي اجازه داشتيد در كنار تخت استاد در بيمارستان ملاقات داشته باشيد؟

ـ معمولاً هر روز عصر در وقت ملاقات بيماران؛ ولي پرسنل بيمارستان مهر به ما محبت ويژه‌اي داشتند و گاهي تا ساعت 8 الي 9 شب نزد استاد مي‌مانديم.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید





دفاع از سایت شهریار
تکذیبیه 

امروز این پست را اختصاص دادم به مطلبی که در یکی از وبلاگها دیدم . اکثر بازدید کنندگان این سایت در جریان هستند که بنده جهت معرفی این سایت به برخی از وبلاگها و سایتها کامنت گذاشتم که اگر امکان آن باشد لینک سایت شهریار را با عنوان " سایت رسمی شهریار " در وبلاگ یا سایت خود قرار دهند در این میان یکی از وبلاگها که در مورد شهریار مطلب مینوشتندو ادعا میکنند که به شهریار ارادت دارند  برخورد بسیار ناشایستی با بنده نمودند و گفتند که بنده حق ندارم سایت خودم را تبلیغ کنم و یا بنده مطالب سایت آنان را بدون ذکر منبع در سایت منتشر مینمایم از این جور سخنان بیربط  و الان هم ایشان بنده را به دروغگویی محکوم کرده اند که بنده این سایت را که سایت رسمی شهریار معرفی میکنم دروغ میگویم  ، که من از ذکر نام وبلاگ خودداری کرده و فقط متنی را که ایشان در وبلاگ خود درج نموده اند اینجا میگذارم :

" دوستان عزیزم!

من تصمیم گرفتم امروز سایت رسمی استاد شهریار را به شما عزیزان معرفی کنم.وبلاگ من فقط یک وبلاگ کوچک برای استاد شهریار عزیز است اما تنها سایت رسمی استاد شهریار که زیر نظر گروهی مجرب و بسیار کارشناسانه اداره می شود ٬ این سایت است که آدرس آن در زیر قرار دارد و به همه ی شما عزیزان پیشنهاد می کنم به آنجا سری بزنید و از محیط خوب و جذاب سایت و همچنین مطالب جالبش درباره استاد شهریار بهره بگیرید.هر سایت دیگری جز این سایت اگر ادعا کند سایت رسمی استاد شهریار است ٬ دروغگویی بیش نیست.زیرا من با آقای شعردوست مدیر بخش فرهنگی و مهمانان خارجی کنگره استاد شهریار صحبت کرده ام و ایشان خواسته اند که به شما آگاهی های لازم را درباره سایت رسمی استاد شهریار بدهم:

 www.ostadshahreyar.com

با این وجود بنده چندین بار در بسیاری موارد برای این وبلاگ نظر گذاشته و تذکر داده ام  که متاسفانه تایید نکردند و نظرات بنده که بیشتر دفاعیات بود منتشر نکردید حال از اینرو بنده جهت دفاع از حقوق خود و همچنین سایت شهریار مواردی را خدمت بازدید کنندگان عزیز سایت اعلام مینمایم :

1 - اینکه بنده یک سایت ادبی را جهت معرفی به اشخاص دنیای مجازی اینترنت پیشنهاد میدهم با قوانین و همچنین بالاتر از آن " اخلاق انسانی " هیچ منافات و مخالفتی ندارد و این از حقوق اینترنتی افراد میباشد که سایت یا حتی کالایی مشروع  را تبلیغ کنند  که هر عقل سلیمی آن را میپذیرد .

2 – بنده این سایت را تاسیس نمودم و مدیریت سایت را به عهده دارم ولی هیئت تحریریه این سایت چند تن از اساتید دانشگاه آزاد و ملی تبریز و همچنین عده ای از شهریار شناسان برجسته هستند و مهمتر از همه پسر استاد شهریار " سید هادی بهجت تبریزی " نیز از حامیان این سایت بوده و در تحریر مطالب نظارت داشته و دارند همچنین در زیر به نام برخی از اساتید اشاره مینمایم :

دکتر عزیز پور – دکتر جوادزادگان – دکتر جمیری – دکتر علی محمدی – جناب آقای نیک اندیش – جناب آقای ستوده – جناب آقای عظیمی – دکتر هادی طلب و بسیاری از اساتید که در آینده بنده نامشان را اگر لزومی باشد اعلام خواهم نمود . حال سایتی با چنین اساتید برجسته چطور میتواند بی محتوا باشد ؟

3 – ایشان اعلام کرده اند بنده دروغ میگویم که این اتهام نه از لحاظ اخلاقی مقبول است و نه از نظر قانونی که این جور قضاوتهای نا درست در مورد افراد  خود موید صفتی ناشایست در فرد میتواند باشد که باید اصلاح گردد .

4 – جناب آقای شعردوست چطور خود این موضوع را در رسانه ها و روزنامه ها یا دیگر سایتها اعلام نمینمایند و به شخصی میگویند که نه تحصیلات چندانی دارد و نه وبلاگش بازدیدکننده ای که موضوع نیز کمی بعید بنظر میرسد . و در ثانی آدرس این سایت کار نمیکند سایتی که تعطیل میشود چطور میتواند سایتی رسمی برای شهریار باشد حال با وجود قبول اینکه سایت مذکور نیز سایت رسمی استاد شهریار هست که اثبات شی هیچ وقت نفی ماادا نمیکند و اینکه آن سایت سایت رسمی هست دلیل نمیشود که این سایت رسمی نباشد .

  علی ایحال بنده این موضوع را اعلام کردم که خدای نکرده در ذهن بازدیدکنندگان سایت شبهه ای نباشد و خود با توجه به دفاعیات بنده قضاوت نمایند واگر قصوری در این سایت باشد بنده را معذور داشته و اگر انتقادی یا نظر یا پیشنهادی داشته باشند بفرمایند تا ما در پیشبرد اهدافما استفاده نماییم .

سید یوسف سعیدی



تشريفات قبول
اشعار عرفانی از غزليات حافظ گونه‌ام، يك غزل مي‌خوانم. مي‌دانيد يكي از غزليات معروف خواجه اين است:

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند                     وندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند

عنوان غزل من «تشريف قبول» است. چون اين هم در زندگي يك شاعر سنديت دارد، به آن  جهت مي‌خوانم:

مژده اي دل! كه نجات از ظلماتم دادند                   وز كف خضر نبي آب حياتم دادند

تشنة بادية عشوة ذاتم ديدند                              جامي از چشمة اسما و صفاتم دادند

چه مبارك شب قدري كه به چندين بركات                از بر لوح و قلم، برگ و براتم دادند

كورسويي زدم آنقدر به شب تا چون شمع                محرمم ديده و ره در خلواتم دادند

بس وضو ساختم از زمزم ميزاب سرشك                  تا به جان رفرف معراج صلاتم دادند

سر ميراث نبي داشتم و سحر كلام                        كه كليد درگنج كلماتم دادند

با بياض سحر از مردمك ديدة حور                           مشك سودند و سياهي به دواتم دادند

تا كنم كام جهاني شكرين چون حافظ،                     كلكي از نيشكر و شاخ نباتم دادند

جز شهيدانه به سر چشمة كوثر نرسي                  تشنگي‌ها به لب شط فراتم دادند

پايمردي است كه آن صبر و سكونم بخشيد              تلخكامي است كه اين قند و نباتم دادند

باري از چشمة عشق آب حياتي خوردم                  كه دگر ايمني از چاه مماتم دادند

ناكريمان، به گدايان «بركت» مي‌گفتند                    مدح او گفتم و چندين بركاتم دادند

شهريارا چه كني فاش كه تشريف قبول؟                با چه تشييع و سلام و صلواتم دادند



سيري در جهان شعر و تخيل و تفكر استاد شهريار
شهریار شناسی 

هيچ واقعيتي زيبا، يا زشت، بد و يا نيك نيست كه بيرون از جان و دل و انديشه و عاطفت و وجدان انسان عموماِّ و هنرمند خصوصاُّ وجود داشته باشد.

به سخن روشن‌تر هيچ امري از امور، يا چيزي از چيزها به خودي خود نه زيبا خواهد بود و نه زشت، بلكه زيبايي و زشتي، بيان پرتو عاطفي و يا سموم نفرتي‌ست كه از روح آدمي بر اشياء و امور مي‌تابد و مي‌وزد!

هنرمند از اين روي خلاق است، كه جهان را از دريچة همان انديشه‌اي شكل مي‌‌دهد و نقش بر مي‌بندد كه نگريسته باشد، بنا به گفتة مولانا جلال‌الدين محمد بلخي در مثنوي:

اي برادر عقل يكدم با خود آر            دم به دم در تو خزانست و بهار

در چكامة «شاهد شعر» قلم نقش‌آفرين شهريار توصيف پري افسونگر شعر را كه در تخل خلاق هنرمند به هزار جلوه خودنمايي مي‌كند تصوير مي‌كند و اين چكامه را كه همچون خورشيدي بر آسمان شعر پارسي مي‌درخشد خلق كرده است:

شاهد شعرم عروس حجلة دنيا                 نغمة شاعر، سروش عالم بالا

جلوة زيبايي و لطافت و رقت           اينهمه لفظ آمده‌ست و من همه معني

عشوه شدم ريختم به بستر شيرين            نغمه شدم واشدم زچنگ نكيسا

تا آخر قصيده كه هر يكي پرده‌اي جادوئي را مي‌نمايد كه از چهرة عالي پر از رمز و راز پرده‌گشايي مي‌كند. شيوة شعر خاص خود او و روح به ظاهر آرام و به باطن سركش اين شاعر بزرگ است.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



شهريار غزلسراي شهير معاصر
شهریار شناسی 

برنامه‌اي از گروه ادب امروز              نويسندة متن: فريدون مشيري

از سري «ادب امروز ايران»              تهيه كننده: حسن شيدا

«شهريار نه تنها ماية افتخار ايران، بلكه موجب افتخار عالم شرق است.»

«راستي حق او راست كه با سخنان دلكش خود، دلهاي آشفته را نيز درمان بخشد و هم پزشك تن و هم [طبيب] روان باشد.»

«زبان دلپذير اين شاعر پندارپرست، [راوي] دقيق‌ترين افكار عاشقانه و حاوي زيباترين لطائف شاعرانه است. شهريار به تمام معني شاعر است. منظومة روح‌ پروانة او توده آتشي است كه دل را از حرارت خويش مي‌سوزاند و جان را در تاب خويش مي‌گدازد.»

اينها سخناني است كه سه گوينده و نويسندة بزرگ معاصر «ملك‌الشعرا بهار»، «سعيد نفيسي» و پژمان بختياري» چهل وچهار سال پيش يعني در سال 1310 بر نخستين مجموعه شعر شهريار نوشته‌اند.

بدترين ترتيب «سيدمحمدحسين بهجت تبريزي» كه در سال 1285 خورشيدي در روستاي خشگناب آذربايجان چشم به جهان گشوده و در دامنة سرسبز كوه حيدربابا پرورش يافته و براي ادامة تحصيل به تهران آمده بود، نخستين مجموعه اشعارش را با اين تجليل و شكوه انتشار مي‌داد.

ابتدا «بهجت» تخلص مي‌كرد و غزلهاي پرشور عاشقانه مي‌گفت. در همان سالها براي انتخاب تخلصِ ديگر بر اساس تفألي از ديوان حافظ و خواندن اين بيت

دوام عمر و ملك او بخواه از لطف حق اي دل                    كه چرخ اين سكة دولت بنام شهرياران زد

تخلص خود از «بهجت» به «شهريار» تغيير داد و خود نيز ضمن غزلي گفت:

«بهجت»، گداي حسن تو، شد شهريار عشق                  اي خاك درگه تو گدا پادشاه كن

شهريار به خاطر حساسيت بسيار، و رقت احساس و طبع بسيار لطيفش از آغاز شاعري قالب غزل را براي بيان حرفها و رنجهاي خود برگزيد، و در راه يافتن به دلهاي مردم توفيقي نصيب او شد كه تاكنون نصيب كمتر شاعري شده است.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



منظومة هذيان دل شهريار
مکتب شهریار

  نيما يوشيج

منظومة هذيان دل شهريار                                                   

نیما یوشیج

دوست عزيز من!

  «هذيان دل» شهريار را كه توسط شما براي من فرستاده بود، خواندم. چون مي‌خواستيد نظرم را براي شما بگويم اين را مي‌نويسم:

بايد بگويم « شهريار» تنها شاعري است كه من در ايران ديدم. ديگران، كم و بيش، دست به وزن و قافيه دارند. از نظر آهنگ به دنبال شعر رفته‌اند و از نظر جور و سفت كردن بعضي حرفها، كه قافيه شعر از آن جمله است. اما براي شهريار، همه چيز عليحده است. طبع ظريف شهريار به قدري باخته‌ي شعر است كه بارها با من گفته است (هنگامي كه من براي او حرف مي‌زدم از سبكهايي كه دوره‌‌هاي اخير در عالم شعر به وجود آمده است): اصل، ايده است. ايده به منزله‌ي جان است. لباس هر چه مي‌خواهد باشد.

از خواندن شعرهاي شهريار آدم حالي را كه از علّو غزل (به سبك غزلسرايي خودمان) منتظر است، مي‌بيند. همين حال را شهريار در اشعار به سبك نوين خود دارد. در منظومة «هذيان دل» احساسات، اعلي و گرم هستند و طوري وارد نمي‌شوند كه جوانان تازه وارد در عالم شعر وارد مي‌كنند. از خواندن شعرهاي آنها، آدم نه غمگين مي‌شود نه خوشحال، در صورتي كه اينطور مي‌خواسته‌اند. به قول «هدايت»: «آدم نمي‌داند خودش را سوزن بزند يا غلغلك بدهد.» زيرا هدف اصلي آنها شعر نيست، بلكه شعر، ابزار براي هدفهاي ديگر است. شعر براي آنها، يك مرحله‌ي ابتدايي و نارس است كه به آن نرسيده‌اند. اما براي شهريار، كهنه شده؛ شعر، خود هدف است. مقصود زندگي او در خود شعر است. به قول خودش:

عشرت آن باشد كه اهل درد و حال            با خيال دوست در هجران كنند

آن صفا و نفوذ كه گوينده را راستي شاعر معرفي مي‌كند، از اين راه است. او اين راه را با قوه‌ي جواني خود پيموده است. مراحل بعدي شهريار به آن كمال داده، چنانكه در «هذيان دل» مي‌بينيم.

يكي از مزاياي شعر ايران، پيوستگي قوي آن با عرفان است. شهريار اين مزيت را در لباس تازه‌ي شعر وارد كرده است. حتماُّ روزي خواهد آمد كه نوبت اين تسويه حساب برسد. مقبول كسي است كه آن وقت در نظر مي‌آيد. من گمان نمي‌كنم كسي مثل شهريار اين موضوع را كه طبيعت شاعر فقط به آن راه پيدا مي‌كند، وارد ادبيات ما ساخته باشد. «هذيان دل» وسيله‌اي است كه حق او را در ادبيات فارسي نگاه مي‌دارد.

اين منظومه، با وجودي كه نسبتاُّ طولاني است و حادثه‌تي ندارد و ممكن است آدم را خسته كند، بعكس است. مطلب‌ها، يادآوري‌ها، آن حسرت‌هاي دلگزا، منظره‌هايي كه يكي پس از ديگري عوض مي‌شود، جاي حادثه را گرفته و خواننده‌ي حساس را سرگرم مي‌كند.

من كلمه‌ي «حساس» را براي اين آوردم چون «هذيان دل» فقط به كار آن طبقه مي‌خورد. كسي كه شاعر نباشد، شعر را نمي‌فهمد. ولي چه بسيار اشخاص كه شعر مي‌گويند و شاعر نيستند و بعكس.

اين منظومه، پيام شاعرانه براي شاعر است. بترين منظومة شهريار است. او در «قهرمانان» به دنبال مردم رفته است كه در زندگي آنها دخالت كند، ولي در «هذيان دل» خودش است كه مردم در او دخالت داشته‌اند. من چيزي بهتر از اين براي اين منظومه نمي‌توانم بگويم:

«هذيان دل» آنقدر صاف و صي